شناسه : 35695685


چگونه بودند که توفیق شهادت یافتند؟

صبح بافق؛ شهید زین الدین در میان بسیجی ها از محبوبیت عجیبی برخوردار بود. بچه ها وقتی او را در کنار خود می دیدند، گاه با شور و هلهله می دویدند دنبالش، آن وقت سر دست بلندش می کردند و شعار « فرمانده ی آزاده...» را سر می دادند و به این ترتیب، از جان گذشتگی خود را به فرمانده شان اعلام می کردند.
دوستی می گفت: «یک بار پس از چنین قضایایی که آقا مهدی به سختی توانست خودش را از چنگ بچه های بسیجی خلاص کند، با چشمانی اشک آلود نشسته بود به تأدیب نفس. با تشر به خود می گفت:
مهـــدی! خیال نکن کسی شده ای که این ها این قدر به تو اهمیت می دهند. تو هیچ نیستی، تو خاک پای بسیجیانی...
همین طور می گفت و آرام آرام می گریست!»
 گوشه ای از زندگی شهید مهدی زین الدین
لقب: حاج مهدی
تاریخ شهادت: ۶۳/۸/۲۷
محل تولد: تهران
محل دفن: قم
اطلاعات نظامی: سرلشکر پاسدار فرمانده ی لشکر علی ابن ابی طالب
عملیاتهای مهم:
-عملیات فتح‌المبین
-عملیات بیت‌المقدس
-عملیات رمضان
-عملیات محرم
-عملیات والفجر مقدماتی
-عملیات والفجر۳
-عملیات والفجر۴

جنگی که در شهریور ۱۳۵۹ ه ش توسط دیکتاتور معدوم عراق، صدام حسین به مردم ایران تحمیل شد؛ ظهور اسطوره هایی را در پی داشت که غیر از تاریخ صدر اسلام، در هیچ برهه ای از تاریخ بشر نشانی از آنها نیست.
و مهدی زین الدین یکی از این اسطوره هاست؛ اسطوره ی زنده.

  سال ۱۳۳۸ ه ش در كانون گرم خانواده‌ای مذهبی، متدين و از پيروان مكتب سرخ تشيع، در تهران ديده به جهان گشود. مادرش كه بانويی مانوس با قرآن و آشنای با دين و مذهب بود برای تربيت فرزندش كوشش فراوانی نمود. داشتن وضو، مخصوصاً هنگام شير دادن فرزندانش برايش فريضه بود و با مهر و محبت مادری، مسائل اسلامی را به آنها تعليم مي‌داد.
نبوغ و استعداد مهدی باعث شد كه او در دوران كودكی قرآن را بدون معلم و استاد ياد بگيرد و بر قرائت مستمر آن تلاش نمايد. پس از ورود به دبستان در اوقات بيكاری به پدرش كه كتابفروشی داشت، كمك می‌كرد و به عنوان يك فرزند، پدر و مادر را در امور زندگی ياری می داد.
واحدعلمی،پژوهشی و آموزشی کانون فرهنگی تبلیغی آیت الله حاج شیخ محمدتقی بافقی(ره)