شناسه : 36864686


واقعاً باورکردنی نبود هم برای خود من و هم برای خانواده که آزادشده‌ام...

به گزارش صبح بافق؛ ۲۶ مرداد سالروز بازگشت آزادگان به میهن اسلامی همان‌های که جان خود را کف دستشان گرفتند و رفتند برای دفاع از وطن و ناموس، دلشان گرفته از دوستانی که تنهایشان گذاشتند و طعم شیرین شهادت را چشیده‌اند، اسارت ولی صبورشان کرده چیزی نمی‌گویند جز قطره‌های اشک روی گونه‌هایشان که لیز می‌خورد تازه می‌فهمی بغض‌ها دیگر جواب دل‌گرفتگی‌شان را نمی‌دهد دوست داشتند پرواز کنند، اما صبوری قسمتشان شد.

به مناسبت سالروز ورود آزادگان به میهن اسلامی و گرامیداشت یاد مردانی که تمام هستی خویش را برای حفظ کیان انقلاب اسلامی و دفاع از اسلام در طبق اخلاص گذاشتند و باتحمل سخت‌ترین شرایط و شدیدترین تنگناها و مضایق از باورهای دینی و انقلابی خویش در وفاداری به انقلاب و آرمان‌های امام راحل (ره) دست برنداشته‌اند و کماکان به این نظام مقدس خدمت می‌کنند گفتگوی خبرنگار صبح بافق با شهید زنده دوران دفاع مقدس را از دست ندهید:

حسن عبداللهی دولت‌آبادی فرزند بمانعلی ساکن روستای دولت‌آباد بافق از آزادگانی است که در دوران دفاع مقدس برای دفاع از کوی و برزن راهی جبهه‌های حق علیه باطل شد و همراه با دیگر رزمندگان به دفاع پرداخت.

این آزاده سرافراز در سال 1365به خدمت مقدس سربازی رفت و از آنجا به جبهه های حق علیه باطل اعزام و به مدت 17ماه در جبهه بود.

وی گفت: در سال 1367 به اسارت دشمن بعثی درآمدم و به مدت 26ماه مفقودالاثر بودم(دوره اسارت) همزمان با اسارت من جنازه ای را تحویل خانواده ام داده بودند که به علت سوختگی قابل شناسایی نبوده است، فقط یک تلگرافی از من و 3تن از دوستانم همراه جنازه بوده و نام جنازه هم عبداللهی و به جهت تشابه اسمی آن را تحویل خانواده ام دادند.

این آزاده سرافراز ادامه داد: وقتی جنازه را تحویل خانواده دادند مشخصات هم خوانی نداشت و اشتباه بود در  این حال چاره ای جز تحویل گرفتن جنازه نبود. از این حادثه دوسال و اندی می گذشت که من وارد ایران شدم در فرودگاه یزد فهمیدم که چنین اتفاقی افتاده است و مراسم وسالگردها هم برگزار شده بود و با ناباوری کامل پدرومادر و بستگان، من وارد ایران شدم که باعث تعجب همگان شده و بعد از آمدن من آن قبر به عنوان شهید گمنام در مسجد روستا زیارتگاه زائران است

عبداللهی از روش‌های شکنجه در اسارت گفت و بیان داشت: در زندان‌های عراق انواع شکنجه‌های روحی و روانی و جسمی را روی اسرا انجام می دادند و بدترین شکنجه، شکنجه روحی و روانی و زبانی بیشتر از جسمی بود که بچه‌ها را بیشتر اذیت می‌کرد.

وی در ادامه از خاطرات تلخ و شیرین دوران اسارت گفت و افزود: بدترین خاطره  اعلام خبر رحلت حضرت امام خمینی (ره) بود که همه ما را اندوهگین کرد و خبر آزادی از زندان‌های عراق بهترین خاطره دوران اسارت بود.

این آزاده سرافراز در پاسخ به این سؤال که آیا امیدی به بازگشت به وطن داشتید یا خیر تصریح کرد: با توجه به شرایط سختی که داشتیم اصلاً امیدی به آزادی و بازگشت خیلی کم و یا اصلاً نبود چون مفقود بودیم.

عبداللهی اظهار داشت: همه آزادگان باتحمل سختی‌ها و شکنجه‌هایی که در دوران اسارت دیدند همچنان پای این انقلاب و اسلام ایستاده‌اند و اگر بازهم جنگی اتفاق بیافتد باجان و دل درراه دفاع از اسلام و انقلاب خواهیم رفت.

وی ادامه داد: باید هرچه بهتر و بیشتراز این برای شهدا اهمیت قائل شویم چون همه ما مدیون شهدا هستیم و همه باید شرمنده باشیم مخصوصاً افرادی که از قدرت و مقام خود سوءاستفاده می‌کنند.

عبداللهی از روز آزادی خود و چگونگی خبردار شدن خانواده خود گفت و افزود: واقعاً باورکردنی نبود هم برای خود من و هم برای خانواده که آزادشده‌ام چون به‌جای من یک شهید آورده و دفن کرده بودند و همین بود که برای خانواده من باورکردنی نبود که من آزادشده‌ام.

این شهید زنده دوران دفاع مقدس به مهم‌ترین وظیفه نسل امروز در برابر ایثارگری‌های دوران دفاع مقدس اشاره و بیان داشت: به نظر من باید نسل جدید با ایثارگری‌های رزمندگان بیشتر آشنا شوند و جامعه باید به ایثارگران بیشتر اهمیت داده و از پیشکسوتان بیشتر استفاده و تقدیر شود تا این نسلی که دوران دفاع مقدس و جنگ تحمیلی را ندیده با فداکاری‌های آن‌ها بیشتر آشنا شوند.

عبداللهی در پایان گفت: حرف آخر اینکه همه باید مطیع امر رهبری و ولایت‌فقیه و دنباله‌رو شهدا و ایثارگران هشت سال دفاع مقدس بوده چون ما هرچه داریم از شهدا داریم و ایمان به خدا، رهبری و شهدا از عوامل موفقیت و پیروزی نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران است.

انتهای پیام/ع.ع