شناسه : 36313590
پاسخ به پرسش‌هایی پرتکرار؛


کمتر می‏بینیم که سوالات و شبهاتی که مصادیق واقعی قابل توجهی می‎توان برای آنها برشمرد با پاسخ عقلی و برآمده از جنس سوال مواجه شویم. لذا با مطرح کردن سوالات اساسی در چهل سالگی انقلاب، جواب‎هایی از روی مصادیق واقعی و قانع‌کننده طراحی کرده‌ایم.

به گزارش صبح بافق؛ شبهه یا واقعیت؟! عموما سوالات اساسی زیادی از مردم درباره ماهیت انقلاب و دستیابی انقلاب اسلامی ایران در بهمن ۵۷ به آرمانها و اهداف تعیین شده خود، وجود دارد و در هر کوی و برزنی از تحقق یا عدم تحقق اهداف انقلاب سخن بسیار به میان میآید. در قالب این سوالهای اساسی یا با واکنش‌های احساسی و از روی تعلق‌خاطر روبهرو میشویم که بیشتر حالت نصیحتگرانه و نگاه پدرانه دارد یا انگ میخوریم و با انکار و حذف صورت مسئله همه چیز روی هم تلم‌بار میشود. در این میان کمتر می‏بینیم که سوالات و شبهاتی که مصادیق واقعی قابل توجهی میتوان برای آنها برشمرد با پاسخ عقلی و برآمده از جنس سوال مواجه شویم. لذا با مطرح کردن سوالات اساسی در چهل سالگی انقلاب، جوابهایی از روی مصادیق واقعی و قانع‌کننده طراحی کرده‌ایم.

در مورد چرایی و چگونگی «پدیده انقلاب اسلامی»  تحلیل‌های متفاوتی ارائه می‌شود؛ مردم چرا انقلاب کردند؟

اگر به چگونگی روی کار آمدن حکومت‌ها و نظام‌های سیاسی توجه کنیم متوجه میشویم که حکومتها یا با «کودتا» سرنگون شده و بر سر کار می‌آیند یا با «انقلاب». انقلاب به تغییر و تحول، حرکت و خیزش جهت تغییر وضع موجود و تحقق خواست عمومی مردم در عرصه‌ سیاست و اراده جامعه اطلاق میشود که توسط خود مردم صورت می‌پذیرد.      انقلاب برای براندازی یک حکومت یا نظام سیاسی، ناشی از نارضایتی کلی مردم است که در عرصه‌های متفاوت به حد نهایت خود رسیده است. البته نارضایتی‌ها گاهی موردی یا ناشی از شرایط و یا در نهایت ضعف سیستم اجرایی است. گاهی هم نارضایتی ناشی از اصل و شاکله یک نظام است که در صورت تصمیم و همت مردم، به انقلاب مبدل می‌شود. انتقادها و حتی اعتراض‌ها، مانند اعتراض به بیکاری، تورم، تصویب قوانینی چون شنود، بازداشت، شکنجه به هنگام بازجویی و... است، اما «انقلاب» اعتراض به اصل یک نظام است؛ مانند انقلاب اسلامی.    

   هر انقلابی بر پایه‌ دو محور محقق می‌گردد: یک، مردم چه نظامی را نمی‌خواهند و دو، مردم چه نظامی را می‌خواهند. لذا صرف مخالفت با یک نظام، بدون معین نمودن جایگزین، نه تنها سبب بروز و ظهور یک انقلاب و پیروزی آن نمی‌گردد، بلکه به احتمال قوی به آشوب و کشتار مردم و عدم نتیجه‌گیری منجر میشود.    
  
مردم با حکومت شاه و نظام شاهنشاهی یا سلطنت مخالف بودند، اما باید جایگزینی نیز انتخاب و اعلان میکردند که خواهان چه نوع حکومتی هستند. در این راستا الگو‌های متداول جهان از یک مثلث خارج نبود: جمهوری دمکراتیک، سوسیالیستی یا سلطنت. مردم ایران هر سه مدل القایی را شاخه‌های یک تنه دانستند و به اسلام روی آوردند و خواهان برقراری و استقرار حکومت اسلامی شدند. لذا این خواست خود را در «نفی» با شعار‌هایی چون: مرگ بر شاه (سلطنت)، مرگ بر آمریکا (جمهوری دمکراتیک غربی) و مرگ بر شوروی (جمهوری سوسیالیستی) و در «اثبات» با شعارهای «الله اکبر»، «لا إله الا الله»، «خمینی رهبر» و «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» اعلام و اعلان کردند. به همین دلیل این شعارها با اندک تفاوت‌هایی که به تناسب ساقط شدن مصادیقی چون «شوروی و کمونیست» ایجاد می‌شود، هم چنان در تجمعات کوچک مانند نمازهای جماعت و جمعه و در تجمعات بزرگ مانند راهپیمایی روز قدس و ۲۲ بهمن، همچنان در رأس شعارهای دیگر قرار می‌گیرد تا بقای مردم و نسل‌های جدید بر همان مواضع، هم چنان بیان و اشعار گردد.

بعد از انقلاب، استبداد شاهنشاهي از بين رفت، ولي آيا استبداد به صورتي ديگر ايجاد نشد و رنگ شرعي به خود نگرفت؟

نظام جمهوري اسلامي كه بر مبناي احكام و ارزش‌هاي اسلامي و بر پايه اراده و خواست مردم شكل گرفت، داراي ماهيتي ضد استبدادي است كه دلايل اين امر را بايد در ساختار حكومت، رهبري نظام و قوانين حاكم بر جامعه جستجو كرد.

اين ساختار حكومت (همانطور كه از عنوان حكومت برمي‌آيد) در نظام حاكم بر كشور ما «جمهوري اسلامي» است؛ يعني حكومتي كه قوانين آن بر اساس شريعت اسلام تنظيم شده و مردم در چارچوب قوانين اسلام در آن مشاركت دارند و بر نقش و جايگاه مردم تاكيد شده است. البته اين نكته حائز اهميت است كه حكومت جمهوري در ايران با حكومت دموكراسي مدنظر غرب كه ريشه‌هاي اومانيستي و مانند این دارد متفاوت است. چه اينكه حاكميت در اصل، اختصاص به خدا دارد. همان‌گونه كه تشريع مختص به اوست و در روي زمين توسط ولي او يا نائبان ولي او حكومت اعمال مي‌گردد. رأي و نظر مردم موجب مقبوليت حكومت ولي‌فقيه جامع‌الشرایط است و مشروعيت آن از طرف خداوند است. از سوي ديگر در اين نوع حكومت يك نوع رابطه عاطفي و معنوي بين مردم و حاكم برقرار است. برخلاف حكومت جمهوري اسلامي كه بر مبناي دين شكل گرفته و مردم حكومت را به كسي مي‌دهند كه نيابت عام دارد، لذا به او علاقه و عشق مي‌ورزند و مطيع دستورات او هستند و به علت اينكه قاعده انقلاب ما بر گرايشات و دلبستگي توده مردم به ارزش‌هاي ديني استوار است. روند مردمي بودن حكومت نسبت به حكومت‌هاي سكولار از اصالت و عمق بيشتري برخوردار است.

ساختار حاکم بر کشور ما هم ساختاری مبتنی بر رهبري نظام است. اين ساختار نيز دليل ديگري بر ماهيت ضداستبدادي جمهوري اسلامي است. زيرا رهبري نظام بر اساس آموزه‌هاي ديني در عصر غيبت بر عهده فقيه عادل و باتقوا، آگاه به زمان، شجاع، مدير و مدبر است. بنابراين شرايط و صفات رهبر؛ صلاحيت علمي لازم براي افتاء در ابواب مختلف فقه (فقاهت)، عدالت و تقواي لازم براي رهبري امت اسلام و داشتن بينش صحيح سياسي و اجتماعي، تدبير، شجاعت، مديريت و قدرت كافي براي رهبري است. اين شرايط حاكي از اين است كه رهبر نظام با توجه به شناختي كه از مباني اسلام داشته و عدالت و تقوايي كه دارا است هرگز نمي‌تواند فردي مستبد بوده و نقش مردم را ناديده بگيرد در حقيقت ولي‌فقيه در نظام اسلامي مجري احكام اسلام است. لذا مبناي تصميمات او رضايت خداوند و احكام اسلامي و مصالح جامعه اسلامي است و اگر فقيهي از اين مبنا عدول كند خودبه‌خود منعزل مي‌شود و ديگر اطاعت از او واجب نخواهد بود. علاوه بر اين كه رهبر در نظام جمهوري اسلامي توسط مجلس خبرگان كه منتخب مردم هستند تعيين مي‌گردد و بر اعمال او نظارت مي‌شود و در واقع مردم به صورت غيرمستقيم و باواسطه، رهبر را انتخاب می‌کنند و نمايندگان آنان كه خبرگان در مسايل فقهي و اسلامي هستند، بر اعمال و رفتار او نظارت دارند. لذا هيچ‌گونه استبدادي در رهبري نظام نمي‌تواند شكل بگيرد. آنچه موجب توهم برخي در انتساب استبداد به نظام جمهوري اسلامي شده است تعبير «ولايت مطلقه فقيه» است كه تصور شده منظور از ولايت مطلقه، يعني ولايت بدون قيد و شرط كه همان حكومت استبدادي و ديكتاتوري است. در حالي كه منظور از ولايت مطلقه فقيه، يعني فقيه در چارچوب احكام اسلامي براي انجام وظايف و اجراي مصالح امت اسلامي از اختيارات لازم برخوردار است كه در مقابل آن ولايت مقيده فقيه است كه اختيارات فقيه را در چارچوب امور حسبيه محدود مي‌كند. بنابراين ولي‌فقيه از آنجا كه مشروعيت حكومتش را از ناحيه خداوند مي‌گيرد، بايد در چارچوب احكام اسلامي حركت کند كه در صورت تخطي از آن، ولايت خود را از دست خواهد داد و حكومت او مشروعيتي نخواهد داشت و خداوند موظف كرده حاكم اسلامي را كه رأي مردم و انتخاب و اراده آنان را معتبر بشمارد. بنابراين از لحاظ ساختار رهبري نيز هيچ‌گونه استبداي در نظام جمهوري اسلامي وجود ندارد.

اهداف و ارزش‌هايي كه انقلاب اسلامي به منظور تحقق آن به وقوع پيوست چه اهداف و ارزش‌هایی بودند؟ پيروزي انقلاب اسلامي در ايران، حادثه مهم و حيرتانگيزي براي جهان بود و ميتوانست در رابطه با مسايل سياسي جهان و منطقه، ايفاگر نقش تعيين‌كننده و تحولات غيرقابل پيشبيني باشد. اين حادثه بزرگ، از يك سو معادلات سياسي استكبار را در ادامه سياست سلطه و تقسيم استعماري جهان بر هم زد و از سوي ديگر در يكي از استوارترين رژيمهاي وابسته كه از حمايت قدرتهاي بزرگ برخوردار بود، تحولي سياسی-مردمي و عظيم به وجود آورد.    

مهمتر از اين دو، روند انقلاب اسلامي با آگاهيهاي عميق كه در ميان ملتهاي مسلمان جهان -بويژه در كشورهاي اسلامي- به وجود آورد زمينه تحولات سياسي ريشهدار و بينشها و گرايشها و حركتها و سازماندهيهاي سياسي چشمگيري شد.

...ادامه دارد