دوهمدم(قسمت دوم)
دوهمدم(قسمت دوم)
درست است که دربین مردم و ملل برخی مسائل بررسی شده و بسیاری از آنها می تواند یکسان باشد اما به هر حال همان مردم نیز بر اساس سبک زندگی غربی حاکم بر جامعه در تحقیقات شرکت کرده اند، نه سبک زندگی ایرانی و اسلامی، نمونه این ناهماهنگی را می توان در این موضوع مهم و حساس به وضوح مشاهده کرد.

صبح بافق؛

دوهمدم (قسمت دوم)
در مطلب قبلی از اهمیت و لزوم مراجعه به یک فرد متخصص و کارآمد صحبت کردیم اما آنچه در مرحله بعد ذهن افراد را درگیر می کند این موضوع است که باید به کدام یک از مشاوران مراجعه کرد.
به بیان ساده تر بسیاری از افراد هستند که خود یا نزدیکان آنها از مراجعه به مشاوران تجربه و نتیجه خوبی ندارند از همین رو مراجعه به آنها را برای خود یا دیگران کارآمد و صلاح نمیدانند. در اینجا دو نکته اساسی مطرح است که برای شما به صورت مجزا بیان خواهم کرد امیدوارم مفید و موثر واقع گردد.
نکته اول را با این پیش مقدمه بیان می کنم: متاسفانه برخی علوم در کشور ما منشا گرفته از علوم غربی هستند به خصوص علوم انسانی هرچند علوم دیگر هم به نوعی از خارج آمده اند. برای مثال علوم ریاضیات و فیزیک علی رغم اینکه در خود جهان اسلام علمایی داشته اما پایه و اساس آن بر اساس قراردادهای جهانی بوده و متاثر از فرهنگ، آداب و رسوم یک ملت نبوده است. به قولی ۲×۲ همه جا چهار می شود اما در خصوص علوم انسانی با اینکه بزرگان زیادی و همچنین رشد بسیار خوبی در اسلام و قدیم داشته است. در جهان امروز و علم نوین بیشتر بر گرفته از مبانی و نظریه های غربی بوده و کتب آنها مبنا و رفرنس می باشد. مثل فلسفه، منطق، سیاست و روانشناسی باتوجه به نبود کتب قدیمی در بین دانشمندان ما صرفا با موضوع روانشناسی این امر بیشتر دیده می شود و اکثر رفرنس ها و منابع آن از غرب آمده است و مسلماً حاوی اندیشه، نگاه و سبک زندگی غربی است.
درست است که دربین مردم و ملل برخی مسائل بررسی شده و بسیاری از آنها می تواند یکسان باشد اما به هر حال همان مردم نیز بر اساس سبک زندگی غربی حاکم بر جامعه در تحقیقات شرکت کرده اند، نه سبک زندگی ایرانی و اسلامی، نمونه این ناهماهنگی را می توان در این موضوع مهم و حساس به وضوح مشاهده کرد.
همان طور که مستحضر هستید پیشرفت و جهش علمی و صنعتی غرب بعد از قرون وسطا و رنسانس یعنی کنار گذاشتن کلیساها و در واقع اصلاحات مذهبی و انقلاب صنعتی بوده است.
دقیقا در آن زمان همین امر در اکثر کتب غرب به خصوص کتاب های روانشناسی مورد توجه قرار گرفت و آغاز و نقطه عطف خود را مشخصا کنار گذاشتن دین و کلیسا ها از راس امور معرفی کرده اند و بر این اساس و پایه علم خود را گسترش و بست داده‌اند. نتیجه این اقدام آنها این بود که متاسفانه در هنگام علم آموزی از غرب و ترجمه کتابهای غربی به فارسی کنار گذاشتن کلیسا و آن قوانین سخت و آزاردهنده اینگونه ترجمه شد که “با کنار گذاشتن دین و مذهب به این دستاورد ها و تحقیقات رسیده ایم” و همین اشتباه یا ترجمه ناقص از دین و مذهب گریبان گیر جامعه تحصیل کرده و به اصطلاح روشنفکر ما و عامه مردم ایران شد چرا که منظور از کنار گذاشتن دین در کتب غربی دین منحرف و منحصر شده مسیحیت و کلیسا ها بوده است و نه دین اسلام و همین مسئله از دیرباز مورد اختلاف بسیاری از علما و دانشمندان دینی با متخصصان و روشنفکران تحصیل کرده در غرب بوده و هست.
چراکه علمای ما معتقد هستند
دین اسلام و کلاً وظیفه و هدف از آفرینش انسان و نبوت پیامبران هدایتگری و به کمال رساندن انسان بوده است و این با ماهیت علم روانشناسی منافاتی ندارد.
کما اینکه اسلام دستورات و توصیه‌های پیرامون نوع و رنگ لباس، میزان کار و تفریح، آداب تربیت فرزند و همسرداری دارد.
وقتی بسیاری از تحقیقات بزرگ و اساسی را که در این زمینه انجام شده است با آن چه که اسلام بیان کرده است مطابقت میدهیم نه تنها منافاتی ندارد، بلکه هم سو و تایید کننده هم می باشند اما چه کنیم که این اشتباه تاریخی همچنان گریبان گیر این موضوع بوده و بعضا باعث ایجاد اختلافات شدید شده است.
نکته دوم که باید گفت عدم آگاهی و مقبولیت مشاوره در بین مردم است. به خصوص اگر مشاوره ای با قید اسلامی بیان شود متاسفانه بسیاری از مردم به این نوع مشاوره اقبالی ندارند علت آن را در دو امر می‌توان بیان کرد:
اول اینکه متاسفانه به خاطر عدم بیان یا بیان ناکافی، جامعه فعلی اطلاعاتی از اینکه دین اسلام برای بهتر زندگی کردن در دنیای جدید چه مطالب و راهکارهایی دارد، ندارد چرا که به خوبی بیان یا نوشته و در کل گسترش داده نشده است و آن مقداری هم که هست بسیار کمیاب و گنگ بوده که از حوصله عامه مردم خارج است.
دوم اینکه همین عدم دسترسی و از طرف دیگر جنگ نرم و فرهنگی به گونه ای به مردم القا کرده است که متاسفانه در هر کاری که قید اسلامی بودن به آن اضافه می‌شود در افکار مردم نوعی محدودیت ها و محرومیت ها را تجلی می کند و آن را مغایر با آزادی و رشد و آرامش و رفاه خود می دارد در حالی که هدف از ابلاغ دین اسلام ایجاد و فراهم کردن موقعیت‌های آزادی، رشد، آرامش و رفاه تمامی بشر بوده است.
به عنوان مثال تا بگوییم ازدواج اسلامی، خانه اسلامی، لباس اسلامی و در کل زندگی اسلامی تمام توجه ها به سمتی میرود که الان باید یک سری از اقدامات و کارها را انجام ندهیم. البته که وقتی انسان در چهارچوبی قرار می گیرد یک سری بایدها و نبایدها دارد، اما همانطور که از برخی تحقیقات غربی هم به دست آمده هر آنچه در این چارچوب، اسلام برای ما توصیه و یا منع کرده برای بشر کاملا مفید و لازم است.
با امید به روزی که بانگاهی درست به مسائل جامعه و به خصوص خانواده نگاه کنیم و بتوانیم خانواده ای شاد و پویا داشته باشیم.
ادامه دارد…
با ما صحبت کنید…
گروه جهادی دوهمدم